![]() |
![]()
حاشیه... ● غربال سوفیا؛ مطلبی از میرشکاک؛ ولايت بدون ولايت، سياستزدگي است و سياستزدگي جز فلكزدگي و نيستانگاري فرجامي ندارد.... ● این مطلب آقای زائری در مورد اقبال به یوزارسیف در لبنان را هم بخوانید. ● دو تا فیلم هم در سینما دیدم. کتاب قانون و صداها. کتاب قانون را توصیه میکنم ببینید، نقد کوتاهی هم بر آن نوشتهام که شاید بعدا منتشرش کردم. صداها هم احتمالا برای هنریها بواسطه نوع روایتش فیلم بدی نباشد.
کتاب خوبی از دکتر فیاض منتشر شدهاست با عنوان " ايران آينده به سوي الگويي مردمشناختي براي ابرقدرتي ايران"؛ به همه دوستان بخصوص کسانی که در مقطع ارشد رشتههای مختلف علوم انسانی اعم از فلسفه و جامعهشناسی و ارتباطات و ادبیات و هنر و ... مشغول هستند توصیه میکنم حتما این کتاب خوشخوان و نسبتا مختصر را مطالعه کنند. یکی دوترم پیش یک درسی در دانشکده داشتم با یکی از اساتید صاحبنام رشته علوم قرآن و حدیث که مکتوبات و مقالات فراوانی هم دارد. از نظر من در تمام طول ترم حواس استاد به این بود که مبادا ایده و سرنخ یک مقاله و کار پژوهشی دست دانشجو بدهد و ایدههایش برای مقاله نوشتن از دستش خارج شود! یعنی فقط از مقالات و نوشتههای خودش با سرعت لاکپشت روخوانی میکرد سر کلاس؛ حالا این را گفتم که بگویم این کتاب دکتر فیاض برعکس رفتار اون استاد محترممان، با دست و دلبازی بیش از حدی در ایده پردازی و طرح سرنخ برای کار پژوهشی کردن نوشته شدهاست. اول قصد داشتم ایدههایی را که در کتاب طرح شدهاست لیست کنم که دیدم فهرست بسیار بلندبالایی میشود و خارج از حوصله یک پست است. اگر بخواهم خلاصه بگویم باید بگویم که یک « آسیا در برابر غرب» است که با زبان مردم شناسی نوشته شده و کاملا هم در پارادایم انقلاب اسلامی است و البته خلاقیتها و نظریات خاص آقای فیاض به همراه نتیجه گیریهایی از مطالعات گسترده ایشان در حوزههای مختلف هم در آن به چشم میخورد. مسائل کتاب هم فقط به مردم شناسی محدود نیست. به همه حوزههای فرهنگ و تمدن مربوط است و بخصوص برای دوستانی که به دنبال ایده برای نوشتن پروپوزال پایاننامه میگردند بسیار راهگشاست. البته کتاب بیشتر لحن سخنرانی دارد و شاید در تعاریف رایج پژوهش نگنجد،ضمن اینکه برخی مطالب مطرح شده در کتاب شاید فقط سؤالاتی برای تأمل بیشتر ایجاد کند اما در کل توصیه میکنم این کتاب را بخرید و بخوانید. ( یک فصل از کتاب را در این لینک میتوانید ببینید.) ● نوشته شده در تاریخ پانزدهم آبان 1388 ● |
حاشیه... ● وبلاگ گوش قرمز فیلتر شدهاست. این همه VOA و BBC فارسی و روزنامه علیه دولت هست، آن وقت یک گوش قرمز را نمیتوانند تحمل کنند! از همینجا ضمن همدردی با گوش قرمز، آمادگی برای هر نوع اعتراضی را اعلام مینماییم. من که زیاد از شعرهاش بدلیل غلبه یک نوع فضای انتزاعی خاص، چیزی سر در نمیآرم ولی انگار این شعرش بد نیست. چون از احمدینژاد حمایت کرده! ● بیت: صد شکر که سیل نخبگان ما را با خود نبردمان! ● چیزهایی که راجع به پدرانمان باید بدانیم. از این مطلب خوشم آمد. یاد بابام افتادم.
انشاالله که خداوند متعال به برکت ایام میلاد ایشان، عیدیهای مادی و معنوی بیشماری از خزائن غیبش نصیب خوانندگان عزیز و تایپ کنندهاین سطور بنماید. ترجمهها متعلق به ترجمه آقای کمرهای است. 1. قَالَ الرِّضَا ع لَا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى تَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ ص وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ ع فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمَانُ السِّرِّ وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ ص فَمُدَارَاةُ النَّاسِ وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِيِّهِ ع فَالصَّبْرُ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاء. مؤمن مؤمن نباشد تا در او سه خصلت بود، سنتى از پروردگارش، و سنتى از پيمبرش، و سنتىاز امامش، سنت پروردگارش رازپوشى است، و سنت از پيمبرش مدارا با مردم، و اما سنت از امامش شكيبائى در سختى و تنگى. 2. لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصِّيَامِ وَ الصَّلَاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فِي أَمْرِ اللَّه. عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نيست و همانا عبادت پرانديشه كردن در امر خدا است. 3. إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَمْراً سَلَبَ الْعِبَادَ عُقُولَهُمْ فَأَنْفَذَ أَمْرَهُ وَ تَمَّتْ إِرَادَتُهُ فَإِذَا أَنْفَذَ أَمْرَهُ رَدَّ إِلَى كُلِّ ذِي عَقْلٍ عَقْلَهُ فَيَقُولُ كَيْفَ ذَا وَ مِنْ أَيْنَ ذَا چون خدا امرى را خواهد خرد را از بندهها بربايد و خواست خود را اجراء كند، و چون امرش را اجراء كرد خرد هر خردمند را باو برگرداند، و ميگويد اين چطور شد؟ و اين از كجا شد؟ 4. الصَّمْتُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَيْر خموشى يكى از ابواب حكمت است، راستى خموشى دوستى مىآورد، راستى كه آن رهنماى هر خيريست. 5. إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْقِيلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤَال خدا پرگفتن و مال تلف كردن و پر خواهش كردن را دشمن ميدارد. 6. وَ سَأَلَهُ أَحْمَدُ بْنُ نَجْمٍ عَنِ الْعُجْبِ الَّذِي يُفْسِدُ الْعَمَلَ فَقَالَ ع الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ يُزَيَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَيَرَاهُ حَسَناً فَيُعْجِبُهُ وَ يَحْسَبُ أَنَّهُ يُحْسِنُ صُنْعاً وَ مِنْهَا أَنْ يُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَيَمُنُّ عَلَى اللَّهِ وَ لِلَّهِ الْمِنَّةُ عَلَيْهِ فِيه احمد بن نجم او را از عجب پرسيد كه مفسد عمل است در پاسخ فرمود: عجب درجاتى دارد يكى اينكه كردار بد بنده در نظرش خوش جلوه كند و آن را خوب بداند و پندارد كار خوبى كرده. يكى اينكه بندهاى بخدا ايمان آرد و منت بر خدا نهد با اينكه خدا را باو منت است در اين باره 7. وَ سُئِلَ عَنْ خِيَارِ الْعِبَادِ فَقَالَ ع الَّذِينَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَكَرُوا وَ إِذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا عَفَوْا پرسيدند: بهترين بندگان كيانند؟ فرمود: آنها كه چون كار نيك كنند شاد شوند و چون بد كنند آمرزش خواهند، چون نعمتشان دهند شكر گويند، چون گرفتار شوند صبر كنند، و چون خشم گيرند درگذرند. 8. لَا يَسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزَايَا بنده تا سه ويژگى را دارا نباشد حقيقت ايمان را كامل درنيابد. عميق نگرى در دين و نيك اندازهگيرى مخارج زندگى و شكيب بر بلاها و ناگوارىها. ● نوشته شده در تاریخ هفتم آبان 1388 ● |
حاشیه... ● چقدر اين عصرهاي جمعه در روزهاي پاييز و زمستان، گرفته است. ● مهندس حريرچيان از فعالان فرهنگي شهر اصفهان و از جانبازان دوران دفاع مقدس به رحمت ايزدي پيوست. اگر اينجا را ميخوانيد براي شادي روحشان صلواتي بفرستيد و اگر حوصله بيشتري داريد حمد و سورهاي هم بخوانيد. ● يكجايي كامنت گذاشتهام كه « خيرالپست ما قل و دل و لم يمل»؛ بهترين پستها آنست كه كوتاه باشد،بر موضوع دلالت كند و ملالت ايجاد نكند. اين آموزه از احاديث ساختگي خودم و تجربه قريب به سه سال وبلاگنويسياست.
ديدن ويژهنامه كتاب ماه دين( شماره ۱۴۲، مردادماه ۱۳۸۸،قابل دانلود از اينجا) با موضوع نقد اين كتاب باعث شد تا اين پست را بنويسم. اين ويژهنامه كاملترين مجموعهاي بودهاست كه تاكنون در نقد اين كتاب ديدهام. خردنامه همشهري هم در يك شماره مطالبي راجع به اين كتاب منتشر كرد ولي اين ويژهنامه كاملتر به موضوع پرداختهاست. دو نقد حجت الاسلام طارمي به همراه پاسخهاي مدرسي طباطبايي و نيز خلاصه كتاب به همراه گزارشي از آن از مطالب قابل استفاده اين ويژهنامه است. حرف كلي كتاب اينست كه با توجه به مقتضيات فكري و فرهنگي قرون اول هجري، بسياري از اين مرزبنديهاي كلامي سفت و سخت كه در ادبيات كلامي شيعه وجود دارد عملا امكانپذير نبودهاست. مثلا خيلي از شيعيان راجع به تعداد ائمه علم كافي نداشتهاند، يا اين كه تلقي از عصمت به اين شكل كه اكنون در كلام شيعه وجود دارد آن موقع در تلقي شيعيان وجود نداشتهاست و ... البته من خواندن اين كتاب را فقط به محققان و اساتيد توصيه ميكنم. ولي يكي از نكات حاشيهاي كه همان موقع (قبل از حوادث اخير!) در خواندن كتاب برايم جلب توجه كرد داستان برخي وكلاي ائمه بود كه بعدا پول ائمه را بالا كشيدند و رفتند! بعنوان نمونه در ص ۵۲ كتاب از عروة بن يحيي دهقان نام ميبرد كه وكيل ارشد امام حسن عسكري(ع) در بغداد بود و بعدها به دليل اختلاس در وجوه مالي مورد لعن ايشان قرار گرفت. يا در جاي ديگر از فردي ميگويد كه در زمان يك امام وكيل حضرت بود و بعد از فوت امام با امام بعدي بيعت نكرد و پولها را برداشت و رفت و ايستادگياش در مقابل امام بعدي باعث شد تا ايشان براي كسي كه اين شخص را بكشد تا آخر عمر مقرري ماهانه تعيين كند! البته راجع به اين كه اين وكلا در چه حدودي وكالت داشتند و آيا فقط در مسائل مالي وكيل بودند يا مثلا جايگاهي شبيه به نواب اربعه داشتند و در همه مسائل ديني نماينده امام(ع) بودند بحث هايي بين محققان وجود دارد اما حداقل قابل قبول مسأله اينست كه در يك زمان در حيطه مسائل مالي، مسئول منصوب و مورد اعتماد امام بودند. خلاصه اينكه تا يك مدت مديدي راجع به اين موضوع، البته بيشتر از بعد اخلاقي و معرفتي فكر ميكردم و اين كه چقدر بايد به درگاه خدا التجا كرد تا انسان را از لغزشها حفظ كند. و اينكه امكان لغزش و سقوط شديد آدمها، حتي آدمهايي كه منصوب و مورد اعتماد امام معصوم بودهاند نيز وجود دارد. آن هم براي چي؟ براي يك مشت پول، براي مقام... ● نوشته شده در تاریخ یکم آبان 1388 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |